عبد الحسين نوايى
224
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
اعلاميه نادر بعد از تاجگذارى بيگلر بيگيان عظام و حكام كرام و سادات عالى مقام و علماء و فضلاى كروبى احتشام و اهالى شرع مبين و واقفان سالك حق و يقين و كلانتران و كدخدايان و رؤسا و سركردگان و قاطبهء قاطنين و جمهور سكنه و متوطنين ممالك محروسهء شاهنشاهى و مستظلان سايهء قصر بىقصور دولت ابد مدت ظل اللهى به مكارم بىدريغ خاقانى و عنايات از حد افزون قاآنى اميدوار بوده بدانند كه چون شاه اسماعيل صفوى كه در سنهء نهصد و شش هجرى خروج كرد و جمعى از عوام كالانعام را با خود متفق ساخت ، بنابر اغراض نفسانى و رياست دنياى دنى در ميان اهل اسلام قدح زناد و دو بر هم زنى كرده بناى سب و رفض گذاشت و به اين وسيله احداث مبغضتى عظيم بين مسلمين نموده لواى نزاع و نفاق برافراشت . به حدى كه كفره در مهد آسايش استراحت گزين شدند ولى فروج و دماء مسلمين به معرض تلف درآمدند . در شوراى كبراى صحراى مغان ، در حينى كه جمهور انام و كافهء خاص و عام ايران ، از نواب همايون ما استدعاى امر پادشاهى مىكردند ، به ايشان تكليف فرموديم كه در صورتى مسئول ايشان مقرون به قبول خواهد شد كه ايشان نيز از سب و رفض كه از به دو ظهور شاه